اسكندر بيگ تركمان
729
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
خلايق گشته الحق دوست و دشمن و حساد و اضداد زبان بتحسين گشودند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى مكررا اظهار خوشنودى فرموده همگى ايشانرا بخلاع فاخره سرافراز گردانيدند و از آنجا موكب همايون فال بفيروزى و اقبال بجانب مقصد در حركت آمدند و امراء عظام و عساكر ظفر فرجام كه بايروان رفته بودند اطراف و جوانب قلعهء سابق را كه بنا بر صلاح وقت كنده شده بود بر طوايف قزلباش و طبقات لشكر قسمت فرموده هر كس در كار خود اهتمام نموده در اندك فرصتى عمارت قلعه را باتمام رسانيده ذخيره و ما يحتاج سران عساكر منصوره نقل آنجا كرده حسب الامر الاعلى قلعه را بامير كونه خان سپرده كوچ كردند و چنانچه مذكور گشت بتدريج از درهء على عبور كرده در چولدر و بر كشاط جمع آمده باردوى نصرت قرين پيوستند . ذكر توجه موكب نصرت نشان بتسخير ولايت شيروان و فيروزى يافتن بعون عنايت حضرت ملك منان [ 512 ] عندليب نغمه پرداز قلم در گلشن احوال اين يورش خير مآل بدين مقال مىسرايد كه چون خاطر انور از تعمير قلعه ايروان و انقضاء وعده سفر روميان اطمينان يافت و موكب ظفر نشان از دره على عبور فرموده در چولدر و بر كشاط نزول اجلال فرموده سراپرده و بارگاه باوج مهر و ماه بر - افراشتند چون مدت سفر و ايام يساق به چهار سال رسيده از كم محصولى قريب به دو سال بود كه عسرت و تنگى در كل محال آذربايجان شيوع داشت و غله تسعير اعلى يافته بود ضعفاء لشكر از فقدان عليق الدواب بىمراكب مانده پياده راه خدمت مىسپردند و معارف سپاه اكثر طوايل را بعلف صحرا نگاه داشته قوت و توانائى در مراكب نمانده بود و بنا بر امتداد ايام يساق بيسامانى و بىسرانجامى لشكر به جائى رسيده بود و بسرحدى انجاميده كه در نظر عقلاء فكرت انديش يورش شيروان در آنوقت مناسب نمينمود و هيچيك از اعيان دولت در اين هنگام رفتن شيروان را مصلحت وقت نميدانستند و چه قرارداد خاطرهها آن بود كه چون در اين سال از روميان حركتى نشده بلا شبهه تدارك عظيم نموده در بهار آينده بآئين شايسته خواهند آمد و يساق شيروان باعث زيادتى بىسامانى و پريشانى و احوال لشكر گشته در هنگام ورود مخالفان مقابله و مقاتله با ايشان بيرون از حيز قدرت و قوت عساكر فيروزى نشان خواهد بود و مراجعت جانب عراق و انديشه سامان و سرانجام اسباب يساق آينده نمودن اصوب تدابير ميشمردند اما از سروش غيبى و بشارت مبشران لاريبى نويد فتح شيروان بنوعى در ضمير الهام پذير حضرت اعلى جايگير گشته بود كه در اينسال فتح آن يورش مطلقا احتمال نداشت و چنين فرصتى را كه وقت حركت لشكر روم گذشته از هيچ طرف مددى بحكام و مستحفظان قلاع متصور نيست از دست دادن در آئين سپاهيگرى بعيد مينمود لهندا تكيه بر عنايت الهى كرده بدان طرف در حركت آمدند . نخست محمد بيك ولد كور خلفاء دوملو را كه يكى از خاصان بساط عزت و مرد قابل و هوشمند كاردان بود بشماخى فرستاده منشور عاطفت مبنى بر استمالت بنوعى كه بروميان قلعهء گنجه نوشته حجت و الزام بر آنطايفه تمام نموده بودند باحمد پاشا بيگلربيگى و ساير عظماء و اعيان روميه در قلم آورده مصحوب او فرستاده نصايح دلپذير در آن حكم مندرج فرمودند .